半月

⊱ یک ستاره‌ی دنباله‌دار گم‌شده در جاده‌ی آرزو‌ها

半月

⊱ یک ستاره‌ی دنباله‌دار گم‌شده در جاده‌ی آرزو‌ها

سلام خوش آمدید

مهتاب صدایم می‌کنند.

من آدمی‌ام که بیشتر فکر می‌کند تا حرف بزند.

هنوز در حال فهمیدن خودم، مسیرم و آینده‌ام هستم.

این وبلاگ جایی‌ست برای چیزهایی که نمی‌شود به همه گفت.

اینجا نسخه‌ی کامل من نیست؛

فقط تکه‌هایی‌ست از فکرها، ترس‌ها و امیدها.

من یاد گرفته‌ام با سوال‌ها زندگی کنم، حتی وقتی جواب‌ها دیر می‌آیند.

هنوز همه‌چیز را نمی‌دانم، ولی اینجا می‌نویسم تا خودم را گم نکنم.

半月

هیچ‌وقت نترس
اگه ترسیدی، نلرز
اگه لرزیدی، نیوفت
اگه افتادی، نمیر
اگه مردی، دوباره واسا و بجنگ
به تموم حرفا بخند
همه می‌دن بوی گند
he and his friends-
-✧-‌
گر آتش دل نهفته داری، سوزد جانت، به جانت سوگند.
-✧-
یک دفتر نیمه‌تمام، انگشت‌هایی با رد جوهر مشکی و چندتا ستاره‌ی کاغذی.
تمام وجودش توی همین خلاصه می‌شد. شاید حتی اگه بین یک جمعیت بزرگ می‌رفت، باز هم قابل شناسایی بود.
-✧-
یک اسب سفید بدون شاهزاده، به سوی بیکران و فراتر از آن~
-✧-

نویسندگان